سلام
امروز ۲۰ تیره و مثل همه ی ۲۰ تیر های دیگه روز تولدمه
امروز وارد سن ۲۱ سالگی شدم
در بیست سالگی تجربه های تلخ شیرین زیادی به دست آورم
ولی در کل از اینکه وارد ۲۱ سالگی شدم خوشحال نیستم چون عدد ۲۰ رو خیلی دوست داشتم
ولی خیلی بده آدم روز تولدش . اونم ۴ بعد از ظهر ۳ واحد امتحان داشته باشه
تا حالا فقط دوتا تبریک تولد گرفتم یکی ساعت ۲ دیشب از طریق اس ام اس و یکی دیگه
مادرم بود که همین ۵ دقیقه پیش بهم تبریک گفت
تا به زودی.
ژانر : ماجرایی ، رمانتیک 2008
خلاصه فیلم : دیله یک شکارچی جوان ماموت در دوران ماقبل تاریخ است که بهمراه مردم قبیله اش در کوهها و سرزمینهای ناشناخته سفر می کند تا بقای قبیله اش را با پیدا کردن غذا و دوری از دشمنان حفظ کند . در ادامه گروهی جنگجوی ناشناس به اقامتگاه آنها حمله کرده و دختر زیبایی به اسم اولت را که معشوقه دیله است ، بهمراه تعداد دیگری از افراد قبیله می ربایند . دیله مجبور می شود که بهمراه یک گروه کوچک از شکارچیان راهی جنوب شود تا این جنگجویان را پیدا کرده و اولت و سایر افراد قبیله را نجات دهد . اما در این مسیر پر مخاطره آنها علاوه بر این غارتگران وحشی و خونریز ، بایستی با گربه های دندان شیمشیری ، پرندگان گوشتخوار و سایر خطرات در پیش رویشان نیز مقابله کنند با توجه به اینکه این فیلم جلوه های ویژه خیلی قشنگی داره (مخصوصا آخر فیلم). ولی در کل از اون دسته از فیلم هایی که فقط برای پر کردن اوقات بیکاری مناسبه.امیدوارم از دیدنش لذت ببرین.


ژانر : ترسناک (2007)
خلاصه داستان :
جس به همراه مادرش دنيس، پدرش روي، برادر کوچکش بن و خدمتکارشان زندگي پر تلاطم شهر شيکاگو را رها کرده و به مزرعه اي ساکت در داکوتاي شمالي نقل مکان مي کنند. اما به زودي جس و بن متوجه مي شوند به غير از خودشان در اين مزرعه دورافتاده چيز اسرار آميزي حضور دارد، که غير از آنها کس ديگري متوجه آن نيست. پس از اتفاق خشونت آميزي که براي بن مي افتد، خانواده سالومون دچار اين تصور مي شود که جس بر اثر بحران بلوغ دچار اختلال فکري شده و برادرش را مورد حمله قرار داده است. اما در واقع اين گذشته پر دردسر جس است که با وقايع اتفاق افتاده در گدشته اين خانه با هم تلاقي کرده است.
این فیلم از دسته فیلم هایی که برای وقت پر کردن در فرجه دانشگاه ها مناسبه . در این فیلم کارگردان موفق شده است تا با کنار هم گذاشتن کليشه ها-بدون ازار بيننده- موفق به سرگرم ساختن او بشه. يقين دارم که استخوان هاي هيچکاک هم در گور به لرزه نيفتاده و او هم اگر بخت ديدن اين فيلم را داشت مثل هر کس ديگري 5 دقيقه-بله، باور کنيد فقط 5 دقيقه- بعد از خاموش کردن (کامپیوتر یا تلوزیون) به راحتي داستان فیلم را فراموش مي کرد.. .
البته اگر از اون دسته از ادمایی هستین که از صحنه های تکان دهنده می ترسین قبل از فیلم حتما یه پروپرانول بخورید تا بتونین آخر فیلم رو هم ببینید.

امروز سال روز تولد وبم بود
به همین خاطر فردا یه پست جدید میذارم
یادم میاد که اولین مطلبی که زدم (که البته پاکش کردم دنبالش نگردین)
ربطی به فیلم و سینما نداشت
و اصلا منظور دیگه ای از درست کردن این وب داشتم
و فقط می خواستم شخص خواصی اون رو ببینه
ولی خوب اگر اسمش رو بد شانسی یا بخت اقبال بزاریم
اون زمان این وب رو ندید
و به پیشنهاد دکتر (امین)
وب رو تبدیل به وب سینمایی کردم
پس تا به زودی
هر چند سال خوبی برای من نبود ولی امیدوارم ۸۷ برای همه سال خوبی باشه

ژانر: درام / عشق(2005)
ا ین فیلم بر اساس رمانی به همین نام به قلم جین آوستین ساخته شده است او این رمان را در سال 1813 منتشر کرده است و تا کنون بر اساس آن فیلم های زیادی ساخته شده است و اولین نسخه سینمایی آن به سال 1940 ساخته شد و یکی دو جایزه اسکار هم گرفت اما تازه ترین نسخه تصویری از روی رمان محصولی از سینمای انگلستان است که توسط جو رایت کارگردانی شده .
غرور و تعصب (2005) اگر نگوییم شاهکار اما یقینا جزو بهترین فیلم های ژانر درام طی سال های اخیر به شمار می رود . در غرور و تعصب بازی کایرا نایتلی خیره کننده است او همه ی حس های مورد لزوم از خشم تا آسیب پذیری را به بهترین شکل تجسم بخشیده است و دیالوگ هایش را به نحو بسیار طبیعی ادا می کند در مجموع این فیلم بسیار زیبا و عاطفی است و بیشتر مناسب دختر خانوم های احساسی است موسیقی متن فیلم مورد پسند من بود و طراحی صحنه بسیار زیبایی دارد در پایان دیدن این فیلمو به دخترا بیشتر توصیه می کنم !
خلاصه : جوان ثروت مندی به نام چارلز بینگی(سیمون وودز) ملکی در هارتفر وشر انگلستان اجاره می کند . بی درنگ در تمام خانواده های دورو بر جنب و جوشی ایجاد می شود زیرا این جوان را مرد فوقالعاده ای برای دختران خود می بینند در واقع بینگلی دلباخته جین (روزماری پایگ) بزرگترین دختر از پنج دختر خانم بنت می شود اما این خانواده فقیر است و درامد کمی هم دارد علاوه بر این خانم بنت با رفتار مبتذل و بی نزاکتی اش لطمه ی زیادی به دخترانش می زند . در این میان ویلیام دارسی (متیو مک فادین) به رغم غرور و پیش داوری هایش به الیزابت (کایرا نایتلی) خواهر جین سخت علاقه مند می شود و از او تقاضای ازدواج می کند اما پنهان نمی دارد که چنین تقا ضایی به قیمت فدا کردن غرورش تمام شده است . الیزابت خشمگین می شود و تقاضای او را رد می کند . چندی بعد که الیزابت به همراه عمه هایش سفر می کند با دارسی در شمال انگلستان ملاقات می کند . در این هنگام دارسی تلاش می کند تا به ایلزابت نشان دهد که گزافه بودن تعصب های گذشته و غرور احمقانه اش را دریافته است . نهایتا الیزابت و دارسی با هم ازدواج می کنندو...
پیام اخلاقی فیلم = هیچ وقت عجولانه تصمیم نگیرین قابل توجه بعضی ها!
غروب
ژانر: درام / عشق / درام / عشق / درام
غروب بر اساس رمان پر فروشی تحت همین عنوان به قلم سوزان مینوت ساخته شده است این فیلم برای تمام کسانی که دوست دارند دو ساعت تمام شاهد تراژدی و درام باشند بسیار مناسب می باشد ، قدرت فیلم نامه و قدرت ستاره ها دو ویژگی اصلی غروب است .
فیلم در بر دارنده دو دوره زمانی متفاوت است ، دوره گذشته (1954) و دوره حال (1998) . لایوش کولتای کارگردان غروب فیلم برداری است که به حرفه کارگردانی روی آورده او با توسل به تمامی شیوه ها و وسایل ممکن قصد داشته به تماشاگر یادآوری کند که شاهد یک فیلم ساخته شده بر مبنای یک اثر ادبی است البته آن بخشی که مربوط به 1954 است جذاب تر از دوره 1998 از کار در آمده ، رابطه میان آن و هریس پر شور و گیراست و کاراکتر آن در جوانی هم به خوبی پرورانده شده است .
خلاصه:
آن گرانت(کلر دینز)زن جوانی است که در سال 1954 عازم ایالت مین در ساحل شرقی آمریکا می باشد تا در عروسی بهترین دوستش لیلاویتنبورن (مامی گامر) شرکت کند، آن در حین سفر به ایالت مین با دکتر جوانی به اسم هریس آردن (پاتریک ویلسون) آشنا می شود رابطه عاطفی پر شوری میان هریس و آن آغاز می شود اما این رابطه از همان آغاز محکوم به شکست است بادی(هیو دنسی) برادر لیلا که رابطه ویژه ای با هریس دارد نیز مجبور به تحمل عواقب این رابطه می شود، 45 سال بعد آن گرانت(حال با بازیگری ونسا ردگریو) را می بینیم که در طبقه دوم خانه اش در کمبریج ماساچوست در بستر مرگ دراز کشیده است ، آن به سرطان سینه مبتلاست و هر لحظه احتمال دارد که بمیرد . نینا(تونی کولت) و کنستانس (ناتاشا ریچاردسون) دو دوختر آن به همراه یک پرستار در کنار بستر وی قراردارند ، آن در هذیان های خود نامی از هریس بر زبان می آورد . نینا کنجکاو می شود که بداند هریس کیست سپس لیلا (حال با بازیگری مریل استریپ ) از راه می رسد تا آخرین وداع را با دوست خوب و قدیمی اش داشته باشد. لیلا با توضیحات خود در باره هریس ذهن نینا را روشن می کند و باعث آرامش خاطر آن در آخرین ساعات حیات اش می شود .